| Ú دمی همرهی Ø |
|
«The First Time... _ Celine Dion» ›› Mute ‹‹ |
| Ú آخرين نوشتهها Ø |
|
E
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
E زندهگی نایلونی E کاربرد سيستمهاى مداربسته در کارگاههاى ساختمانى E زبان قاصر E آرزوى اهميت سيستمهاى حفاظتى E آرزوی جوانی E کی تموم می شه؟ E سلام دوباره E سالی که گذشت؛ E آدم خوشخواب |
| Ú آگاهی Ø |
|
«راهنمای درست كردن لينكدانی» و فتوبلاگ برای وبلاگهای رايگان ›› فتوبلاگ ‹‹ ›› وبگردی ‹‹ |
| Ú Link-bar Ø |
شايد پس از دوران دانشگاه زيباترين خاطرات زندهگیام را در فراگستر پشت سر گذاشته باشم. ترش و شيرين را با هم نوشيدم. گلهای نداشتم. چيزها آموختم و تجربيات گرانی کسب کردم. از انجام کارهايی که سر تا پا نشان از بيهودهگی داشت نگريختم و باورم بود که هر سختی و طاقتی انسانساز است بهشرطی که دل در آن نبندی و گوهر خويش نفرسويی. چه بالا و پايين کردنها که آن روز به اميد میرفتم و چه ديدهها که به تحقير در کارم مینگريست و چه خيالها که در آرزويشان بود از تصاحب جای رقبا آنانکه در طمع ثروت به کارم گمارده بودند.
اکنون که به گذشته مینگرم هيچ دل چرکينام نيست از آنان ، که خود میدانستم چه میکنم؛ آبی به آسياب آنان میريختم و طراوت و شادابی آن آب نسيب من بود که آنان لياقتاش نداشتند. سروری که از آب روان آن مجموعه نسيبام میشد از هر چيزی گرانبهاتر بود ، تا آنزمان که ديگر جای آسياب آبی را دستگاههای پيشرفته و مکانيزه گرفت و امضا معتبر بود و قول پوچ ، رفاقت و وجدان جای خود را به وظيفه و دستمزد داد و ديگر کار در آن مجموعه بهرهای نداشت. مدام با خود کلنجار میرفتم که طور ديگری ببينم اين ماجرا را ، لذا با رهايی گريبانم از دود و دخانيات خواستم فکرم را آزاد سازم و شايد حقيقت را بهتر ببينم. گمانام اين بود که اين کجخيالی است و از سر تغيير روحيه و شکل و حال زندهگی ، پس بنا به تغيير و بهبود گزاشتم و موفق هم بودم ـ بيش از آنچه فکرش را میکردم ـ اما نتيجه آن شد که آن کابوس کجخيالی عين حقيقت درآمد و گريزی از ناگزيری جريان کارم نيست.
اين دومين باریست که تصميم به ترک آن مجموعه پرخاطره دارم و دلام سخت میگيرد از آن رو که در آن دل بسته بودم و پایمردی تاکنونام را مزد و ثمر همان دلدادهگی میدانم و به هيچ کس رنجشی ندارم و از همه حلاليت میطلبم.
آنجا جايی بود که من روزهای موفقيت و بلندی و پرکشی را با ديگران میديدم و تلاشام از آنرو بود تا در کنار يکديگر باشيم و آن چشمه زلال صفا و صميميت به خيالام هرگز نمیخشکد. چه من خوشخيال بودهام از ابتدا و پيش از آن ، چه در دوران دانشگاه که به هر روی دورانی دارد به پايان میرسد ، من به خيالام آن جمع شيرين و با صفا هرگز نمیفرسايد و دوری مانعی بر نزديکی قلبها نيست.
بيشترين فاصلهها فاصله دلهاست و نزديکترينها. آنی نمیگذرد که برگی از درختی بيافتد يا جوانه زند ، دوری نزديک شود يا نزديکی دور. کار دل اين است. دنيای من اينگونه بود و سزاوارم آن بود؛ بیحساب و لاقيد!
اکنون در فکرم که راهام را از روز اول ادامه دهم و ... تا خدا چه خواهد و چه پيش آرد.
تا کـی غم آن خورم که دارم يا نه
وين عمر به خوشدلی گزارم يا نه
پر کن قدح باده که معلومام نيست
ايـن دم کـه فرو برم برآرم يا نه
با پيشرفت تجهيزات و تکنولوژى دوربينهاى مداربسته و به بازار آمدن دوربينهايى با کارايى خاص پس از اشباع بازار دوربينهاى حفاظتى حرفهاى ، مشتريان تجهيزات CCTV به سطح دسترسى و توقع بالاترى از اين قبيل تجهيزات رسيدهاند. اين دوربينها براى مصارف خاص تعريف ، طراحى و تنظيم مىشوند. مثلاً در شهر لندن به دليل بافت سنتى مناطقى که نياز به نظارت تصويرى وجود دارد از دوربينهايى با شکل ظاهرى ستنى که تجانس تام با بافت سنتى کوچهها ، خيابانها و بازار و محل تردد مردم دارد استفاده شده ، يا براى کسب اطلاع از پوسيدهگى و اقدام جهت ترميم جداره داخلى خطوط اصلى انتقال گاز از دوربينهاى متحرک که در مسير خطوط انتقال کنترل مىشوند استفاده مىشود. همچنين براى نظارت بر فعل و انفعالات درون کورههاى ذوب آهن به دوربينهاى ويژه ضد انفجار نياز هست. البته برخى از اين دوربينها تنها در کمپانىهاى خاصى توليد مىشوند که پرداختن به آن در موضوع اين مقال نمىگنجد.
شرکتهاى ساختمانى اغلب داراى دفتر مرکزى در تهران هستند و در پروژههاى متعدد در شهرستانها فعاليت مىکند و در عين حال نياز به نظارت بر عملکرد عوامل خود و تاييد پيشرفت کار در هر پروژه دارند که اين امر با زحمت بسيار ، اتلاف وقت ، نيروى انسانى و صرف هزينه مالى بسيار و يا حتى جبران خطاهايى که به خاطر عدم نظارت دقيق متحمل مىشوند همراه است.
در کارگاههاى ساختمانى با در نظر گرفتن موقعيت و شکل کارگاهى و با همفکرى مهندسين محترم هر پروژه مىتوان يک طرح ويژه براى هر پروژه پايهريزى کرد. به عنوان مثال هم اکنون در يکى از پروژههاى ساختمانى در بندر چابهار با نصب يک دستگاه دوربين P/T/Z Speed Dome بر روى Tower پروژه ، مهندسين شرکت ساختمانى مربوطه از تهران کليه عمليات کارگاهى را نظارت مىکند که اين امردر فاز يک طرح تحقق يافته. اين دوربين توانايى گردش ۳۶۰ درجه بدون توقف با سرعت 380˚/s در هشت جهت و بزرگنمايى تا ۲۷ برابر را دارا مىباشد. در فاز دوم اين طرح ، جهت تکميل سيستم مورد نياز دوربينهاى ثابت براى مناطقى که سقف کار مىشود در نظر گرفته شده. اين دوربينها بدليل عدم امکان سيمکشى مىتواند مجهز به باطرىهاى قابل شارژ و دستگاههاى فرستنده و گيرنده بىسيم باشند. از آنجايى که اين دوربينها بهطور موقت و فقط در زمان انجام عمليات کارگاهى کاربرى دارند مىبايست کاملاً انعطاف پذير و داراى تنظيمات حرفهاى براى محيطهاى کارگاهى مختلف باشند ، از اينرو استفاده از پکيج کامل بىسيم و دوربينهاى حرفهاى با مصرف کم بسيار ضرورى مىباشد تا در آينده نيز براى کارگاههاى بعدى استفاده شود. همچنين با پيشرفت تکنولوژى سيستمهاى Mini DVR با مصرف 12VDC و برخوردارى از تنظيمات حرفهاى در ابعاد کوچک و ارتباط USB و الحاق RAM Reader با ظرفيت يک کارت حافظه 4GByte حتى مىتوان با طراحى باکسهايى شبيه باکسهاى دوربينهاى کنترل سرعت و استقرار آنها در مکانهاى مورد نظر بدون هيچ ارتباط کابلى سيستمهاى نظارتى مستقلى را طراحى کرد که تنها با تعويض و شارژ باطرى مىتوان تا هفتهها تصوير ذخيره را درون اين باکس داشت. جهت انتقال زنده تصاوير به يک مرکز کنترل و دسترسى ADSL جهت انتقال تصاوير روى شبکه بايد از سيستمهاى بىسيم 2.4GHz استفاده کرد که هماکنون در تجهيزات شبکه موبايل به منظور توسعه و تقويت شبکه آنتن استفاده مىشود. کاربرد اين تجهيزات بهخاطر افزايش ناگهانى سيگنالهاى نامطلوب در محيط پروژههاى ساحتمانى بسيار ضرورى است. از اين دستگاههاى انتقال بىسيم حتى براى فاصلههاى چند کيلومترى نيز مىتوان استفاده کرد. اين دستگاههاى توسط کمپانىهاى معتبر WISI و CATHREIN ساخته مىشود.
کوتاه سخن اينکه با استفاده از سيستمهاى مديريت و نظارت تصويرى هر يک از مهندسين مجرب و مدير پروژه مىتوانند با کمترين اتلاف وقت ، هزينه ، انرژى و با بيشترين بهره از تمرکز فکرى و استخدام مهندسين کارگاه مورد وثوق خود ، چندين پروژه را بهطور همزمان مديريت و راهبرى کنند.
يه موقع مىشه تو اولين ديدار يکى رو مىشناسى و بعضى وقتها هم يکى رو سالها مىگذره و هنوز نمىشناسى!
امروز تو يه کارگاهى يه مهندسى رو ديدم که تو همون نيم ساعت جلسهاى که داشتيم ، قلباً آرزو کردم اى کاش مىشد بهش نزديکتر مىشدم و رابطهى دوستانهاى پيدا مىکرديم بهجاى کار؛ خاکى و افتاده ، کم حرف و نکته سنج ، مومن و امانتدار ، صبور و خجالتى ، و خلاصه خوشقلب و دوست داشتنى بود اين مرد. تو هر شرايط ديگهاى بوديم صحبت با او رو به هر چيزى ترجيح مىدادم.
يه استادى بود مىگفت: به دوستات نمىتونى چيزى بفروشى ، پس با مشترىات دوست نشو! من فروشنده نيستم اما به هر حال هر چهقدر هم سعى کنم نمىتونم دوست نزديکى براى اونها باشم. اين خيلى بده!
ما همه کار مىکنيم. در کارمون هم ممکنه مهارت داشته باشيم، يا اگه مهارت نداريم مىتونيم ياد بگيريم. ياد گرفتن خيلى خوبه. اما همه چيز ياد گرفتنى نيست؛ اخلاق و معرفت ، ادب و نزاکت. اينها رو کسى ياد نگرفته ، دوست داشتن و دوستى کردن هم ياد گرفتنى نيست، دريافتنىيه ، فهميدنىيه. مثل کسى که مىخواد آب بارون رو جمع کنه، يه مشغل برمىداره مىزاره زير بارون تا آب جمع بشه توش. وقتى مىبينى آب توش نمىمونه برمىداره مشغلاش رو بزرگتر مىکنه. غافل از اينکه ته مشغل پر سوراخه!
بعد از مدتها فرصتى دست داد تا سرى به وبلاگام بزنم و به ياد ايام گذشته شور حسينى نوشتن و از دل گفتنام گل کرد. اخيراً زياد وبگردى مىکنم شبها در وقت آزاد ، اما کمتر پى عشقام مىچرخم. سايتهايى هستند که مجبورم سرکشى کنم، پى اطلاعاتى تازه. سايتهايى که مربوط به کارم هستند؛ سيستمهاى حفاظتى. SIEMENS ، ZITON ، ONIX ، WISI ، HYUNDAI ، COMMAX ، LIFTMASTER . بايد کاتالوگ و مشخصات فنى بيرون بکشم. خيلى از اينها کمپانىهاى معتبرى هستند اما برخى فاقد يک دفترچه فنى و راهنماى کامل در مورد سيستمهاى توليدىشان هستند. اخيراً از شرکت مشاور مجموعه فرهنگى آزادى که به جاى سينماهاى آزادى و شهرقصه (اگر نامشان را اشتباه نگفته باشم) در حال بنا است تماس گرفتند و گفتند نياز به سيستم ارتباط داخلى دارند که قابليت اتصال به شبکه را دارا باشد. من هم هر چه مىدانستم در اينباره گفتم با اين فرض که مىتوانم اطلاعات مهندسى در اينباره را از سايت کمپانى به دست آورم اما چيزى حاصل نشد. برخى از اين کمپانىها داراى نمايندهگىى انحصارى هم در ايران مىباشند اما آنها هم اطلاعات خاصى ندارند. مثل شرکت ما که نماينده انحصارى است اما کمپانى محترم با وجود تقاضاهاى مکرر يک دفترچه فنى مختصر و مفيد را از ما دريغ کرده و تنها به فکر فروش بيشتر در ايران است. اگر هم نفروشى نمايندهگى را سلب مىکنند. داستان غمانگيزىست براى ما که بايد چيزى را بفروشيم که نمىشناسيم!
يکى از آرزوهاى زندهگىام اين است که روزى سيستمهاى حفاظتى ساختمان تبديل به يک اصل در تمامى پروژههاى ساختمانى گردد. در همين زمينه مشغول برقرارى ارتباط با قوىترين و معتبرترين مهندسين مشاوردر ايران هستيم. برخى از همين مشاورين محترم با درآمدهاى آنچنانى از پروژههاى بزرگتر از آنچه که تصورش را بکنيد فرق ميان دوغ و دوشاب را تشخيص نمىدهند و مشغول طراحى سيستمهاى حفاظتى به شکلهاى فوقالعاده ابتدائى هستند. سوء تفاهم نشود، بسيارى هم دلسوزانه در پى کسب دانش روز هستند و عاشق پيشرفت حتى به قيمت از دست دادن اندکى درآمد بيشتر. اينها را هم ديدهام و رابطه دارم با برخى از آنها اما عموماً اينگونه نيست. نمىتوانم نام بياورم و گستاخى کنم ، مبادا از فال بد اين وبلاگ کوچک تير غيبى به يک شرکت جوان حادث شود! من به اين نتيجه رسيدهام که راه پيشرفت سيستمهاى حفاظتى در اولين مرحله بايد از خان مهندسين مشاور بگذرد. مشاورين به خاطر موقعيت شغلىشان و اعتبارى که نزد کليه بخشهاى مختلف دستاندرکار برنامهها و پروژههاى ساختمانى دارند موجب ارتقاى سطح توقع و دانش کارفرمايان و شرکتهاى ساختمانى و پيمانکاران کل مىگردند.
سرتان را به درد نياورم؛ دوست دارم اينجا از اين سيستمها بيشتر بنويسم و از لزوم توجه بيشتر به آنها بنويسم. مثلا اينکه يک سيستم دوربين مداربسته در بانک بايد داراى چه ويژهگىهايى باشد. به عنوان حسن ختام نمونه دوربين نصب شده در بانک پارسيان را مثال مىزنم. اين قول را به هر سارق نيمه حرفهاى مىدهم که بدون توجه به سيستم دوربين مداربسته نصب شده مىتوانند به اين بانک دستبرد بزند و خيالاش راحت باشد ، به هيچوجه تصوير قابل رديابى از او بجا نخواهد ماند. سيستم آنها نه تنها قابليت پيگرى از طريق ضبط تصوير و انتقال تصوير را ندارد ، هيچگونه علايم هشدار عمومى هم ندارد. تنها مزاحم آنها همان نيروى انسانى محافظ است. قول مىدهم!