در عصر ظلمت محمد اكبربوشهری
خانه | نامه | بايگانی | خانه قبلی | XML
Ú        دمی همرهی Ø
«The First Time... _ Celine Dion»
›› Mute ‹‹
Ú   آخرين نوشته‌ها Ø
E بعد از چند سال
E به نام آنکه جان را فکرت آموخت
E زنده‌گی نایلونی
E کاربرد سيستم‌هاى مداربسته در کارگاه‌هاى ساختمانى
E زبان قاصر
E آرزوى اهميت سيستم‌هاى حفاظتى
E آرزوی جوانی
E کی تموم می شه؟
E سلام دوباره
E سالی که گذشت؛

Ú              آگاهی Ø
«راهنمای درست كردن لينكدانی»
و فتوبلاگ برای وبلاگ‌های رايگان


›› فتوبلاگ ‹‹
›› وبگردی ‹‹
Ú      Link-bar Ø
Ú           بايگانی Ø
آرشيو عنوان نوشته، سال ۱۳۸۳    
*زنده‌گى با مرگ، خودکشى با اميد (داستان کوتاه)
*خونى تازه در رگ‌هاى ميهن‌پرستان ...
*داستان کوتاه «اقدام ميهن‌پرستانه ، اثر بهرام صادقى» ...
*اتو ره‌آگل، ويروس فوتبال ...
* بامشاد يعنی آخرِ خنده!...
* هنر و فرهنگ ايرانی در موزه و کتاب نبوده، شايد در آينده ...
* درباره طرح ثبت شماره سرِال اموال ...
*برای چی اصلن کنار هم زنده‌گی می‌کنيم؟(اعتراض‌ها و بيانه‌ها و امضا گرفتن‌های اينترنتی)
*مسئله‌ی انسانيت(دنيای ناشناخته درون و مديريت کلان جامعه)
*هر چه می‌خواهند مردم بگويند(غر و نق)
*ستايش انسان‌ها(شريعتی و پيروان امروزی‌اش)
*آگهی در سيمای ما و سيمای ديگران ...
*رقص مرگ(بخشی از نامه به يک دوست بود)
*تخته سياه خاطرات(نامه‌ی ارژنگ رزازيان، بهانه‌ی بازگذشت به گذشته شد)
*خواب‌های پريشانی(از خودم و درون پر تب و تاب‌ام)
*قوانين يلخىِ فله‌اىِ زورى(درباره‌ى تصويب پيش‌نويس قانون مبارزه با جرايم رايانه‌اى)
*ويرايش جديد راهنماى لينکدانى و فتوبلاگ
*"ناشکيبا"ى "کامکار"
*زلزله در تهران
*کاربرد تگ های جديد بلاگر
*آرزوی مرگ پيشين
*نگاه دار(غر و نق و غصه و حالا شعر)
*روز وحشت(نمايش‌گاه كتاب و روزگار ما)
*خادم و خائن(در ميهن من اما، هر دو يكي‌ست)
*فلسفه و فيلسوف (7)
*نگاهي تاريخي به سياست(درباره خاتمي و نامه‌اش به فردا)
*فلسفه و فيلسوف (6)
*فلسفه و فيلسوف (5)
*فلسفه و فيلسوف (4)
*فلسفه و فيلسوف (3)
*فلسفه و فيلسوف (2)
*فلسفه و فيلسوف (1)
*آنارشيسم بي‌نهايت تهران
*براي توپ و پاتوپ(از نگاه توپي در ميانه‌ي ميدان)
*آفرينشي نو(درباره اجداد ميمون انسان‌ها)
*سنت بي‌شكل ايرانيان(درباره كتاب تازه طباطبائي)
*هدايت و شريعتي
*روزنامه اينترنتي دانشجوئي
*اقبال شرر
*داستان سلانه
*حمام عمومي(داستان كوتاه سرگيجه‌آور)
*كفن‌ام سياه است!(هذيان‌هاي ذهن پريشان)
*راهنماي درست كردن فوتوبلاگ و لينكدوني(به‌وسيله‌ي بلاگ‌اسپات در تمام وبلاگ‌ها)
*بدعت: هدف رسالت انبياء(زنده‌گي‌ي دوباره، عالم غيب، بدعت‌گزاري‌ي انبياء، و فيلم روح)
*نياز تمايلات دروني به واقعيتي بيروني(خودكشي، عشق، شهوت، و شب خسوف ماركز)
*دنيا دست كي‌يه؟(فوت بي‌بي و كاميابي انسان‌ها در هنگام مرگ)
*«گذار» يا «گزار» ، «كل‌كل» يا «تكه‌تكه» ، «من‌چولبا» يا «چاچولبا»(درباره‌ي املا فارسي و برخي اصطلاحات تازه‌ي ابداعي)
*ابا تيمار! اندكي شادي بايد(ديدگاه دكتر شريعتي درباره‌ي نوروز و موسيقي روح‌بخش استاد مشكاتيان)
*نو روز
آرشيو عنوان نوشته‌ها، سال ۱۳۸۲    
*تمدن طبيعي ـ تمدن انساني(تاريخ و فرهنگ)
*عذر تقصير مك‌بي را بپذيريد(ايام به‌كام!)
*دين(از وبلاگ جهانخانه)
*جامعه‌ي فاشيستي‌ي وبلاگستان
*شايد اين شايدها ، بايد شود(داستاني)
*ديكتاتوري در ذهن و روح ما(فضلي‌نژاد ، مستغاثي و فضاي بي‌اعتمادي)
*از خود سفر كنيم(داستاني از روشنفكري‌ي ايراني)
*تنها كاري كه مي‌توانم(من همه را نديده و نشناخته مي‌بخشم)
*«گويا» مورد حمله‌ي مخابرات قرار گرفته
*شب مي‌گذرد
*فردا مشت محكمي مي‌زنيم(انتخابات مجلس هفتم)
*آگاهانه گناه كنيم
*موضوع طرح كنيد تا رستگار شويد(درباره‌ي لينكستون)
*راهي پايدار(درباره لينكستون و نياز تاريخي ايران به چنين ابتكارهائي)
*گره‌ها را بگشائيم(كاري مانده‌گار در لينكستون)
*«پدر هرگز نمي‌ميرد، چون كشته مي‌شود!»(ديدگاهي روان‌كاوانه به اصلاح‌طلبان)
*پيشنهاداتي به وبلاگ‌هاي ام‌تي(لينكستون)
*موانع تاريخي‌ي توسعه در ايران(فرهنگ ملي و چالش‌هاي مدرنيسم)
*مرثيه‌ي اصلاحات(اين هم از شطحيات من)
*آخرين شطحيات نيچه ـ دكتر حامد فولادوند(فلسفه و تاريخ)
*گويا و خموش(قصه و داستان)
*عشقِ بي‌زبان(شعر و چس‌ناله)
*قانون‌گرائي و گسترش فرهنگ مدرنيسم(تاريخ و فرهنگ)
*لحظه‌ي مرگ و فراموش‌كاري‌ي ما(شعر و چس‌ناله)
*درباره‌ي انتخابات و اوضاع سياسي(سياسي)
*خوزستاني(فرهنگ عاميانه)
*كرم خاكي(شعر و چس‌ناله)
*ايرانيان زبان نفهم(شعر و چس‌ناله)
*اساطير نايابفرهنگ و تاريخ
*بد باشيم خوب‌تر است!(فرهنگ عاميانه)
*بحث انتخابات(سياسي)
*فقط اسطوره‌ها بازمي‌گردند(بانوي زيباي من، و شب معراج)
*شك: زلزله‌ي ابدي
*دستبرد به لانه‌ي زنبور(داستان و خطابه)
*نامه به يك دوست ناديده(احترام و اعتراف)
*از دولت شب(شعر و سخن)
*تن تب‌دار(تب و هذيان)
*پايبندي بر سنت‌هاي قومي، نه ديني(پاسخ و ايضاح)
*آينده‌ي ايران را در ايتاليا بيابيم!(تاريخ، فرهنگ و سياست)
*فاجعه كسب و كار ماستمحمد قوچاني
*سخني از عمق فاجعهمرتضي پاريزي
*سفري به عمق فاجعهمرتضي پاريزي
*زنده‌گي در زير آوار(فغان و ناله)
*زلزله
*فرهنگ مالكيت و تعدد زوجات(تاريخ و فرهنگ)
*مهر و ماه ما، گم شده تو چشماي ما(شايد شعر)
*شاهزاده و گدا(داستان)
*ما انسانيم، پس حق داريم(پاسخ و توضيح)
*دوست ناديده‌ي ستمكار(مناجات با خودم)
*مسئله‌ي انيشتن
*جايزه ادبي بهرام صادقي
*چوب تعصب به نوگرائي ايراني(تاريخ و فرهنگ)
*ستاره‌ي من در عهد باستان دميده(تاريخ و سرنوشت ملل)
*خدا، خداست(دين و تاريخ)
*تصوير ايران (ديدگاه يك استاد الهيات به ايران)
*از اين روزها چه مي‌ماند؟! (شعر)
*عاشق شهوت‌زده (داستان)
*ما عاشقِ عاشق شدنيم فقط (عاشقم من، عاشقي بيقرار- دلكش)
*موسيقي خواب‌آور ايراني (تاريخ و فرهنگ)
*رأي دادن يا ندادن؛ مسئله فقط اين نيست
*همه بخنديد (مراسم عيد فطر من)
*تناقض گوئي خامنه‌اي در مراسم عيد فطر
*مسابقه داستان كوتاه بهرام صادقي (انتقاد از داوري و يك پيشنهاد)
*ذهن ابزار انگار انسان (سياسي و تاريخي)
*سابقه فرار شاهان ايراني (تاريخي)
*هميشه تاجران مغبوني بوده‌ايم (تاريخي)
*شايد ميني‌مال (و ساز شكسته‌ي دلكش)
*احمق ساده‌لوح (طنز)
*اي كاش كه جاي آرميدن بودي
*تمناي اميد
*بدون شرح (تاريخ ايران باستان)
*نقد و ايضاح «در پي‌اش بايد بود» (اسلام و حقوق بشر)
*بي‌خيال عنوان (شايد شعر)
*خودكشي (خودم دوستش دارم)
*هر كه جز ماهي، ز آبش سير شد!
*اين جام لطيف
*كتابخانه‌ي زندگي (داستان)
*در پي‌اش بايد بود (درباره اسلام و حقوق بشر)
*من اگر خدا نباشم، نيستم (داستان)
*غيرت بلاگر كار دستم داد (آموزش ساختن لينكدوني در بلاگر)
*به جاي دليل
*وحشت‌زده‌گي ايراني‌ها و آمريكائي‌ها (فيلم بولينگ براي كلمباين)
*راحت شدم
*دنياي واقعيت و مجاز (فضاي مجازي)
*حكومت وبلاگ‌ها (نقدي بر انجمن وبلاگ‌نويسان)
*روي همه ايرانيان گلگون بود (استقبال از شيرين عبادي)
*اولين و آخرين حكومت ديني (تاريخ ايران باستان)
*دين واقعي، نه قلبي (شايد طنز، و در ادامه دين كافركيش)
*منطق تاريخ (رازهاي تاريخ)
*دين كافر كيش مست
*فلسفه نام شناسي وبلاگ‌ها
*روشنفكر يا منجم (پاسخ و ايضاح)
*ايران يعني مرز مشترك
*واي از اين بي‌همزباني
*امروز از پس تاريخ پديد آمده
*در طي سفر دو روزه‌ام به نهاوند
*تريپ كارشناس فوتبال
*راهنماي عبور از فيلتر مخابرات
*مادر! قرص‌هايت را بخور و بخواب
*از اين شكر پارسي
*منافع ملي و آزادي فردي
*پر مرغي در قفس زار
*نامه‌هاي بي‌اعتباري شده‌ايم
*واقعيت نه‌چندان معتبر و محترم ما
*در خلايق مي‌رود تا نفخ صور
*وصيتنامه؛ يكي از بهترين راههاي شناخت
*من در باغ عدن بوده‌ام!
*زهر استعفا خشك شده
*ميني‌مال
*اگر عمر دوباره داشتم. دان هرالد - مينو مشيري
*زنده‌گي بايد كرد!
*كاش مي‌شد باز هم خوابيد(داستان)
*بيماري اعصاب يعني عادت روان
*دهاتي شدم؟!
*درون‌فكني
*شب‌هاي آتشين شب‌هاي ماه‌نشان
*من گم‌شده اين ره نه به خود مي‌پويم
*چكامه‌اي در رساي يك دوست
*اينجا شراب زهري نيست؟
*روزنگارهاي باطله
*اسطوره‌سازي در توان من نيست
*از هر دري سخني
*عمر دوباره(ماجرائي شخصي)
*با حس ويراني بيا(شخصي)
*زبان خامه ندارم...(انديشه ديني)
*سال مردان، روز زنان
*آزاده‌گان برده، برده‌گان آزاده(تاريخ و فرهنگ و سياست)
*نسخه‌ي جديد خميني
*خاطرات سياسي دكتر بزرگ‌مهر بختگان
*I Sure, We Dont Find Any Things In This Dark Ages!
*از وسعت ظلم ما همه همدرديمپاسخ و ايضاح
*غر و نقپاسخ و ايضاح
*اعتراض صنفي
*روزنامه‌نگاري دهخدا(سيدفريد قاسمي)
*خيالات بعيد
*رمان كوري - ژوزه ساراماگو
*جامعه شناسي خودماني - حسن نراقي
*بود كيش من مهر دلدارها (درباره اصلاح طلبي)
*راهنماي عبور از فيلتر مخابرات
*از ضحاك ماردوش تا كارون پرخروش
*ازل از ابد پيشي گرفت
*باد غيرت گل صد برگ مرا پرپر كرد(اين رو كسي نخونه!)
*سخن درشت
*خير مقدم
*شريعتي، فقط معلم بود
*دست غريب ايراني
*سهراب كشي(درباره اصلاح طلبان)
*حديث جنگ و رنج آواره‌گي
*در لحد، ماه كمان ابروي من منزل كرد
*به خون جگر، سنگ لعل شود
*زيان تنبور بر جان نازك
*سراب کيان
*نهاوند، كودكي و خواهر نازنين‌ام
*تحكم اراده‌مان به آمريكا
*چرا در عصر ظلمت؟
*توفيق اجباري براي مردم عراق
آرشيو عنوان نوشته‌ها، سال ۱۳۸۱    
*شخصيت سياسي گاندي
*شخصيت اخلاقي گاندي
*واقعيت هستي
*شام غريبون
*تلقي مصدق از مردم، مشروطه، قانون و دموكراسي (علي رضاقلي)
*انتخابات: جاده‌ي دو طرفه‌ي اصلاح طلبان
*زمستان است
*حاكمان بي وطن
*وصيت‌نامه‌ي اعترافي
*وصيت‌نامه‌ي عشقي
*سريال خاك سرخ
*افكار پريشان
*چيزي مثل خواب
*اصناف دين‌ورزي (عبدالكريم سروش)
*فرهنگ آزادي و فرهنگ اختناق (باقر پرهام)
*تن‌فروشي ثواب دارد!
*سال‌هاي دور
*سايه سنت‌ها در شعر حافظ (صادق همايوني)
*شاعراني كه با آنها زيسته‌ام (شفيعي كدكني)
*خوابي از زنده‌گي
*بي‌غم دنيا
*آزادي چون روش (عبدالكريم سروش)

 Sunday، November 7 
?  بعد از چند سال
امروز در شركت بيكار بودم و شايد هم بيحال از كار زياد اين چند هفته ، شروع كردم به وبگردي و ناگهان وبلاگ خودم جلوي چشمم آمد. سيري كردم در نوشته هاي پيشين و عمق افكارم در گذشته و جالب بود برايم و خواستم قلمي و اثري تازه كنم به ياد گذشته. واقعا موضوعات زيادي دارم براي نوشتن و فكر كردن، اما زندگي ديگر مجال هيچ تاملي براي تمركز و گماشتن فرصتي هر چند ناچيز نمي دهد. كار و زندگي و بچه و طي كردن راه تهران تا فرديس و همه و همه شده زندگي پر ازدحام من، من الي رغم ميل باطني بايد دوري كنم از اين وبلاگ. نوشتم تا عهدي تازه كرده باشم با دنياي گذشته و شايد بجا آورم دوباره آنرا در زندگي آينده؛ چه، هر چه در روياي خود ببيني بوجود خواهي آورد در زندگي‌ات ...!
ñ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -#
Å  ×  *


 Monday، July 21 
?  به نام آنکه جان را فکرت آموخت

دوشنبه شب 31 تیر 1387

شايد پس از دوران دانشگاه زيباترين خاطرات زنده‌گی‌ام را در فراگستر پشت سر گذاشته باشم. ترش و شيرين را با هم نوشيدم. گله‌ای نداشتم. چيزها آموختم و تجربيات گرانی کسب کردم. از انجام کارهايی که سر تا پا نشان از بيهوده‌گی داشت نگريختم و باورم بود که هر سختی و طاقتی انسان‌ساز است به‌شرطی که دل در آن نبندی و گوهر خويش نفرسويی. چه بالا و پايين کردن‌ها که آن روز به اميد می‌رفتم و چه ديده‌ها که به تحقير در کارم می‌نگريست و چه خيال‌ها که در آرزويشان بود از تصاحب جای رقبا آنان‌که در طمع ثروت به کارم گمارده بودند.

اکنون که به گذشته می‌نگرم هيچ دل چرکين‌ام نيست از آنان ، که خود می‌دانستم چه می‌کنم؛ آبی به آسياب آنان می‌ريختم و طراوت و شادابی آن آب نسيب من بود که آنان لياقت‌اش نداشتند. سروری که از آب روان آن مجموعه نسيب‌ام می‌شد از هر چيزی گران‌بهاتر بود ، تا آنزمان که ديگر جای آسياب آبی را دستگاه‌های پيشرفته و مکانيزه گرفت و امضا معتبر بود و قول پوچ ، رفاقت و وجدان جای خود را به وظيفه و دستمزد داد و ديگر کار در آن مجموعه بهره‌ای نداشت. مدام با خود کلنجار می‌رفتم که طور ديگری ببينم اين ماجرا را ، لذا با رهايی گريبانم از دود و دخانيات خواستم فکرم را آزاد سازم و شايد حقيقت را بهتر ببينم. گمان‌ام اين بود که اين کج‌خيالی است و از سر تغيير روحيه و شکل و حال زنده‌گی ، پس بنا به تغيير و بهبود گزاشتم و موفق هم بودم ـ بيش از آنچه فکرش را می‌کردم ـ اما نتيجه آن شد که آن کابوس کج‌خيالی عين حقيقت درآمد و گريزی از ناگزيری جريان کارم نيست.

اين دومين باری‌ست که تصميم به ترک آن مجموعه پرخاطره دارم و دل‌ام سخت می‌گيرد از آن رو که در آن دل بسته بودم و پای‌مردی تاکنون‌ام را مزد و ثمر همان دل‌داده‌گی می‌دانم و به هيچ کس رنجشی ندارم و از همه حلاليت می‌طلبم.

آن‌جا جايی بود که من روزهای موفقيت و بلندی و پرکشی را با ديگران می‌ديدم و تلاش‌ام از آنرو بود تا در کنار يکديگر باشيم و آن چشمه زلال صفا و صميميت به خيال‌ام هرگز نمی‌خشکد. چه من خوش‌خيال بوده‌ام از ابتدا و پيش از آن ، چه در دوران دانشگاه که به هر روی دورانی دارد به پايان می‌رسد ، من به خيال‌ام آن جمع شيرين و با صفا هرگز نمی‌فرسايد و دوری مانعی بر نزديکی قلب‌ها نيست.

بيشترين فاصله‌ها فاصله دل‌هاست و نزديک‌ترين‌ها. آنی نمی‌گذرد که برگی از درختی بيافتد يا جوانه زند ، دوری نزديک شود يا نزديکی دور. کار دل اين است. دنيای من اين‌گونه بود و سزاوارم آن بود؛ بی‌حساب و لاقيد!

اکنون در فکرم که راه‌ام را از روز اول ادامه دهم و ... تا خدا چه خواهد و چه پيش آرد.

تا کـی غم آن خورم که دارم يا نه
وين عمر به خوش‌دلی گزارم يا نه
پر کن قدح باده که معلوم‌ام نيست
ايـن دم کـه فرو برم برآرم يا نه

ñ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -#
Å  ×  *


 Friday، February 8 
?  زنده‌گی نایلونی
نرم لطیفه! کش می‌آد و جاداره! مثل مورچه چند برابره وزن‌اش بار می‌کشه! می‌تونه جمع بشه و دوباره باز بشه! توی جیب جا می‌شه، بعضی وقت‌ها اما توی صندوق عقب ماشین جا نمی‌گیره!
زنده‌گی هم خیلی وقت‌ها همین‌جوریه، اما منظورم فقط این نبود!
دیدید؟! همه‌جا و همیشه یه نایلون - کوچیک یا بزرگ - چه‌قدر کار راه اندازه و به درد می‌خوره؟! اصلا زنده‌گی‌مون بی نایلون راه نمی‌افته. حالا تو بگو؛ زنده‌گی‌مون نایلونی نیست؟
ñ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -#
Å  ×  *


 Thursday، August 30 
?  کاربرد سيستم‌هاى مداربسته در کارگاه‌هاى ساختمانى

با پيشرفت تجهيزات و تکنولوژى دوربين‌هاى مداربسته و به بازار آمدن دوربين‌هايى با کارايى خاص پس از اشباع بازار دوربين‌هاى حفاظتى حرفه‌اى ، مشتريان تجهيزات CCTV به سطح دسترسى و توقع بالاترى از اين قبيل تجهيزات رسيده‌اند. اين دوربين‌ها براى مصارف خاص تعريف ، طراحى و تنظيم مى‌شوند. مثلاً در شهر لندن به دليل بافت سنتى مناطقى که نياز به نظارت تصويرى وجود دارد از دوربين‌هايى با شکل ظاهرى ستنى که تجانس تام با بافت سنتى کوچه‌ها ، خيابان‌ها و بازار و محل تردد مردم دارد استفاده شده ، يا براى کسب اطلاع از پوسيده‌گى و اقدام جهت ترميم جداره داخلى خطوط اصلى انتقال گاز از دوربين‌هاى متحرک که در مسير خطوط انتقال کنترل مى‌شوند استفاده مى‌شود. همچنين براى نظارت بر فعل و انفعالات درون کوره‌هاى ذوب آهن به دوربين‌هاى ويژه ضد انفجار نياز هست. البته برخى از اين دوربين‌ها تنها در کمپانى‌هاى خاصى توليد مى‌شوند که پرداختن به آن در موضوع اين مقال نمى‌گنجد.

شرکت‌هاى ساختمانى اغلب داراى دفتر مرکزى در تهران هستند و در پروژه‌هاى متعدد در شهرستان‌ها فعاليت مى‌کند و در عين حال نياز به نظارت بر عملکرد عوامل خود و تاييد پيشرفت کار در هر پروژه دارند که اين امر با زحمت بسيار ، اتلاف وقت ، نيروى انسانى و صرف هزينه مالى بسيار و يا حتى جبران خطاهايى که به خاطر عدم نظارت دقيق متحمل مى‌شوند همراه است.

در کارگاه‌هاى ساختمانى با در نظر گرفتن موقعيت و شکل کارگاهى و با همفکرى مهندسين محترم هر پروژه مى‌توان يک طرح ويژه براى هر پروژه پايه‌ريزى کرد. به عنوان مثال هم اکنون در يکى از پروژه‌هاى ساختمانى در بندر چابهار با نصب يک دستگاه دوربين P/T/Z Speed Dome بر روى Tower پروژه ، مهندسين شرکت ساختمانى مربوطه از تهران کليه عمليات کارگاهى را نظارت مى‌کند که اين امردر فاز يک طرح تحقق يافته. اين دوربين توانايى گردش ۳۶۰ درجه بدون توقف با سرعت 380˚/s در هشت جهت و بزرگ‌نمايى تا ۲۷ برابر را دارا مى‌باشد. در فاز دوم اين طرح ، جهت تکميل سيستم مورد نياز دوربين‌هاى ثابت براى مناطقى که سقف کار مى‌شود در نظر گرفته شده. اين دوربين‌ها بدليل عدم امکان سيم‌کشى مى‌تواند مجهز به باطرى‌هاى قابل شارژ و دستگاه‌هاى فرستنده و گيرنده بى‌سيم باشند. از آن‌جايى که اين دوربين‌ها به‌طور موقت و فقط در زمان انجام عمليات کارگاهى کاربرى دارند مى‌بايست کاملاً انعطاف پذير و داراى تنظيمات حرفه‌اى براى محيط‌هاى کارگاهى مختلف باشند ، از اين‌رو استفاده از پکيج کامل بى‌سيم و دوربين‌هاى حرفه‌اى با مصرف کم بسيار ضرورى مى‌باشد تا در آينده نيز براى کارگاه‌هاى بعدى استفاده شود. همچنين با پيشرفت تکنولوژى سيستم‌هاى Mini DVR با مصرف 12VDC و برخوردارى از تنظيمات حرفه‌اى در ابعاد کوچک و ارتباط USB و الحاق RAM Reader با ظرفيت يک کارت حافظه 4GByte حتى مى‌توان با طراحى باکس‌هايى شبيه باکس‌هاى دوربين‌هاى کنترل سرعت و استقرار آنها در مکان‌هاى مورد نظر بدون هيچ ارتباط کابلى سيستم‌هاى نظارتى مستقلى را طراحى کرد که تنها با تعويض و شارژ باطرى مى‌توان تا هفته‌ها تصوير ذخيره را درون اين باکس داشت. جهت انتقال زنده تصاوير به يک مرکز کنترل و دسترسى ADSL جهت انتقال تصاوير روى شبکه بايد از سيستم‌هاى بىسيم 2.4GHz استفاده کرد که هم‌اکنون در تجهيزات شبکه موبايل به منظور توسعه و تقويت شبکه آنتن استفاده مى‌شود. کاربرد اين تجهيزات به‌خاطر افزايش ناگهانى سيگنال‌هاى نامطلوب در محيط پروژه‌هاى ساحتمانى بسيار ضرورى است. از اين دستگاه‌هاى انتقال بى‌سيم حتى براى فاصله‌هاى چند کيلومترى نيز مى‌توان استفاده کرد. اين دستگاه‌هاى توسط کمپانى‌هاى معتبر WISI و CATHREIN ساخته مى‌شود.

کوتاه سخن اينکه با استفاده از سيستم‌هاى مديريت و نظارت تصويرى هر يک از مهندسين مجرب و مدير پروژه مى‌توانند با کمترين اتلاف وقت ، هزينه ، انرژى و با بيشترين بهره از تمرکز فکرى و استخدام مهندسين کارگاه مورد وثوق خود ، چندين پروژه را به‌طور همزمان مديريت و راهبرى کنند.

ñ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -#
Å  ×  *


 Wednesday، November 22 
?  زبان قاصر

يه موقع مى‌شه تو اولين ديدار يکى رو مى‌شناسى و بعضى وقت‌ها هم يکى رو سال‌ها مى‌گذره و هنوز نمى‌شناسى!

امروز تو يه کارگاهى يه مهندسى رو ديدم که تو همون نيم ساعت جلسه‌اى که داشتيم ، قلباً آرزو کردم اى کاش مى‌شد بهش نزديک‌تر مى‌شدم و رابطه‌ى دوستانه‌اى پيدا مى‌کرديم به‌جاى کار؛ خاکى و افتاده ، کم حرف و نکته سنج ، مومن و امانت‌دار ، صبور و خجالتى ، و خلاصه خوش‌قلب و دوست داشتنى بود اين مرد. تو هر شرايط ديگه‌اى بوديم صحبت با او رو به هر چيزى ترجيح مى‌دادم.

يه استادى بود مى‌گفت: به دوست‌ات نمى‌تونى چيزى بفروشى ، پس با مشترى‌ات دوست نشو! من فروشنده نيستم اما به هر حال هر چه‌قدر هم سعى کنم نمى‌تونم دوست نزديکى براى اون‌ها باشم. اين خيلى بده!

ما همه کار مى‌کنيم. در کارمون هم ممکنه مهارت داشته باشيم، يا اگه مهارت نداريم مى‌تونيم ياد بگيريم. ياد گرفتن خيلى خوبه. اما همه چيز ياد گرفتنى نيست؛ اخلاق و معرفت ، ادب و نزاکت. اين‌ها رو کسى ياد نگرفته ، دوست داشتن و دوستى کردن هم ياد گرفتنى نيست، دريافتنى‌يه ، فهميدنى‌يه. مثل کسى که مى‌خواد آب بارون رو جمع کنه، يه مشغل برمى‌داره مى‌زاره زير بارون تا آب جمع بشه توش. وقتى مى‌بينى آب توش نمى‌مونه برمى‌داره مشغل‌اش رو بزرگ‌تر مى‌کنه. غافل از اين‌که ته مشغل پر سوراخه!

ñ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -#
Å  ×  *