جمعه، بهمن ۱۹

زنده‌گی نایلونی

نرم لطیفه! کش می‌آد و جاداره! مثل مورچه چند برابره وزن‌اش بار می‌کشه! می‌تونه جمع بشه و دوباره باز بشه! توی جیب جا می‌شه، بعضی وقت‌ها اما توی صندوق عقب ماشین جا نمی‌گیره!
زنده‌گی هم خیلی وقت‌ها همین‌جوریه، اما منظورم فقط این نبود!
دیدید؟! همه‌جا و همیشه یه نایلون - کوچیک یا بزرگ - چه‌قدر کار راه اندازه و به درد می‌خوره؟! اصلا زنده‌گی‌مون بی نایلون راه نمی‌افته. حالا تو بگو؛ زنده‌گی‌مون نایلونی نیست؟

پنجشنبه، شهریور ۸

کاربرد سيستم‌هاى مداربسته در کارگاه‌هاى ساختمانى

با پيشرفت تجهيزات و تکنولوژى دوربين‌هاى مداربسته و به بازار آمدن دوربين‌هايى با کارايى خاص پس از اشباع بازار دوربين‌هاى حفاظتى حرفه‌اى ، مشتريان تجهيزات CCTV به سطح دسترسى و توقع بالاترى از اين قبيل تجهيزات رسيده‌اند. اين دوربين‌ها براى مصارف خاص تعريف ، طراحى و تنظيم مى‌شوند. مثلاً در شهر لندن به دليل بافت سنتى مناطقى که نياز به نظارت تصويرى وجود دارد از دوربين‌هايى با شکل ظاهرى ستنى که تجانس تام با بافت سنتى کوچه‌ها ، خيابان‌ها و بازار و محل تردد مردم دارد استفاده شده ، يا براى کسب اطلاع از پوسيده‌گى و اقدام جهت ترميم جداره داخلى خطوط اصلى انتقال گاز از دوربين‌هاى متحرک که در مسير خطوط انتقال کنترل مى‌شوند استفاده مى‌شود. همچنين براى نظارت بر فعل و انفعالات درون کوره‌هاى ذوب آهن به دوربين‌هاى ويژه ضد انفجار نياز هست. البته برخى از اين دوربين‌ها تنها در کمپانى‌هاى خاصى توليد مى‌شوند که پرداختن به آن در موضوع اين مقال نمى‌گنجد.

شرکت‌هاى ساختمانى اغلب داراى دفتر مرکزى در تهران هستند و در پروژه‌هاى متعدد در شهرستان‌ها فعاليت مى‌کند و در عين حال نياز به نظارت بر عملکرد عوامل خود و تاييد پيشرفت کار در هر پروژه دارند که اين امر با زحمت بسيار ، اتلاف وقت ، نيروى انسانى و صرف هزينه مالى بسيار و يا حتى جبران خطاهايى که به خاطر عدم نظارت دقيق متحمل مى‌شوند همراه است.

در کارگاه‌هاى ساختمانى با در نظر گرفتن موقعيت و شکل کارگاهى و با همفکرى مهندسين محترم هر پروژه مى‌توان يک طرح ويژه براى هر پروژه پايه‌ريزى کرد. به عنوان مثال هم اکنون در يکى از پروژه‌هاى ساختمانى در بندر چابهار با نصب يک دستگاه دوربين P/T/Z Speed Dome بر روى Tower پروژه ، مهندسين شرکت ساختمانى مربوطه از تهران کليه عمليات کارگاهى را نظارت مى‌کند که اين امردر فاز يک طرح تحقق يافته. اين دوربين توانايى گردش ۳۶۰ درجه بدون توقف با سرعت 380˚/s در هشت جهت و بزرگ‌نمايى تا ۲۷ برابر را دارا مى‌باشد. در فاز دوم اين طرح ، جهت تکميل سيستم مورد نياز دوربين‌هاى ثابت براى مناطقى که سقف کار مى‌شود در نظر گرفته شده. اين دوربين‌ها بدليل عدم امکان سيم‌کشى مى‌تواند مجهز به باطرى‌هاى قابل شارژ و دستگاه‌هاى فرستنده و گيرنده بى‌سيم باشند. از آن‌جايى که اين دوربين‌ها به‌طور موقت و فقط در زمان انجام عمليات کارگاهى کاربرى دارند مى‌بايست کاملاً انعطاف پذير و داراى تنظيمات حرفه‌اى براى محيط‌هاى کارگاهى مختلف باشند ، از اين‌رو استفاده از پکيج کامل بى‌سيم و دوربين‌هاى حرفه‌اى با مصرف کم بسيار ضرورى مى‌باشد تا در آينده نيز براى کارگاه‌هاى بعدى استفاده شود. همچنين با پيشرفت تکنولوژى سيستم‌هاى Mini DVR با مصرف 12VDC و برخوردارى از تنظيمات حرفه‌اى در ابعاد کوچک و ارتباط USB و الحاق RAM Reader با ظرفيت يک کارت حافظه 4GByte حتى مى‌توان با طراحى باکس‌هايى شبيه باکس‌هاى دوربين‌هاى کنترل سرعت و استقرار آنها در مکان‌هاى مورد نظر بدون هيچ ارتباط کابلى سيستم‌هاى نظارتى مستقلى را طراحى کرد که تنها با تعويض و شارژ باطرى مى‌توان تا هفته‌ها تصوير ذخيره را درون اين باکس داشت. جهت انتقال زنده تصاوير به يک مرکز کنترل و دسترسى ADSL جهت انتقال تصاوير روى شبکه بايد از سيستم‌هاى بىسيم 2.4GHz استفاده کرد که هم‌اکنون در تجهيزات شبکه موبايل به منظور توسعه و تقويت شبکه آنتن استفاده مى‌شود. کاربرد اين تجهيزات به‌خاطر افزايش ناگهانى سيگنال‌هاى نامطلوب در محيط پروژه‌هاى ساحتمانى بسيار ضرورى است. از اين دستگاه‌هاى انتقال بى‌سيم حتى براى فاصله‌هاى چند کيلومترى نيز مى‌توان استفاده کرد. اين دستگاه‌هاى توسط کمپانى‌هاى معتبر WISI و CATHREIN ساخته مى‌شود.

کوتاه سخن اينکه با استفاده از سيستم‌هاى مديريت و نظارت تصويرى هر يک از مهندسين مجرب و مدير پروژه مى‌توانند با کمترين اتلاف وقت ، هزينه ، انرژى و با بيشترين بهره از تمرکز فکرى و استخدام مهندسين کارگاه مورد وثوق خود ، چندين پروژه را به‌طور همزمان مديريت و راهبرى کنند.

چهارشنبه، آذر ۱

زبان قاصر

يه موقع مى‌شه تو اولين ديدار يکى رو مى‌شناسى و بعضى وقت‌ها هم يکى رو سال‌ها مى‌گذره و هنوز نمى‌شناسى!

امروز تو يه کارگاهى يه مهندسى رو ديدم که تو همون نيم ساعت جلسه‌اى که داشتيم ، قلباً آرزو کردم اى کاش مى‌شد بهش نزديک‌تر مى‌شدم و رابطه‌ى دوستانه‌اى پيدا مى‌کرديم به‌جاى کار؛ خاکى و افتاده ، کم حرف و نکته سنج ، مومن و امانت‌دار ، صبور و خجالتى ، و خلاصه خوش‌قلب و دوست داشتنى بود اين مرد. تو هر شرايط ديگه‌اى بوديم صحبت با او رو به هر چيزى ترجيح مى‌دادم.

يه استادى بود مى‌گفت: به دوست‌ات نمى‌تونى چيزى بفروشى ، پس با مشترى‌ات دوست نشو! من فروشنده نيستم اما به هر حال هر چه‌قدر هم سعى کنم نمى‌تونم دوست نزديکى براى اون‌ها باشم. اين خيلى بده!

ما همه کار مى‌کنيم. در کارمون هم ممکنه مهارت داشته باشيم، يا اگه مهارت نداريم مى‌تونيم ياد بگيريم. ياد گرفتن خيلى خوبه. اما همه چيز ياد گرفتنى نيست؛ اخلاق و معرفت ، ادب و نزاکت. اين‌ها رو کسى ياد نگرفته ، دوست داشتن و دوستى کردن هم ياد گرفتنى نيست، دريافتنى‌يه ، فهميدنى‌يه. مثل کسى که مى‌خواد آب بارون رو جمع کنه، يه مشغل برمى‌داره مى‌زاره زير بارون تا آب جمع بشه توش. وقتى مى‌بينى آب توش نمى‌مونه برمى‌داره مشغل‌اش رو بزرگ‌تر مى‌کنه. غافل از اين‌که ته مشغل پر سوراخه!

سه‌شنبه، آبان ۳۰

آرزوى اهميت سيستم‌هاى حفاظتى

بعد از مدت‌ها فرصتى دست داد تا سرى به وبلاگ‌ام بزنم و به ياد ايام گذشته شور حسينى نوشتن و از دل گفتن‌ام گل کرد. اخيراً زياد وب‌گردى مى‌کنم شب‌ها در وقت آزاد ، اما کمتر پى عشق‌ام مى‌چرخم. سايت‌هايى هستند که مجبورم سرکشى کنم، پى اطلاعاتى تازه. سايت‌هايى که مربوط به کارم هستند؛ سيستم‌هاى حفاظتى. SIEMENS ، ZITON ، ONIX ، WISI ، HYUNDAI ، COMMAX ، LIFTMASTER . بايد کاتالوگ و مشخصات فنى بيرون بکشم. خيلى از اين‌ها کمپانى‌هاى معتبرى هستند اما برخى فاقد يک دفترچه فنى و راهنماى کامل در مورد سيستم‌هاى توليدى‌شان هستند. اخيراً از شرکت مشاور مجموعه فرهنگى آزادى که به جاى سينماهاى آزادى و شهرقصه (اگر نام‌شان را اشتباه نگفته باشم) در حال بنا است تماس گرفتند و گفتند نياز به سيستم ارتباط داخلى دارند که قابليت اتصال به شبکه را دارا باشد. من هم هر چه مى‌دانستم در اين‌باره گفتم با اين فرض که مى‌توانم اطلاعات مهندسى در اين‌باره را از سايت کمپانى به دست آورم اما چيزى حاصل نشد. برخى از اين کمپانى‌ها داراى نماينده‌گى‌ى انحصارى هم در ايران مى‌باشند اما آن‌ها هم اطلاعات خاصى ندارند. مثل شرکت ما که نماينده انحصارى است اما کمپانى محترم با وجود تقاضاهاى مکرر يک دفترچه فنى مختصر و مفيد را از ما دريغ کرده و تنها به فکر فروش بيشتر در ايران است. اگر هم نفروشى نماينده‌گى را سلب مى‌کنند. داستان غم‌انگيزى‌ست براى ما که بايد چيزى را بفروشيم که نمى‌شناسيم!

يکى از آرزوهاى زنده‌گى‌ام اين است که روزى سيستم‌هاى حفاظتى ساختمان تبديل به يک اصل در تمامى پروژه‌هاى ساختمانى گردد. در همين زمينه مشغول برقرارى ارتباط با قوى‌ترين و معتبرترين مهندسين مشاوردر ايران هستيم. برخى از همين مشاورين محترم با درآمدهاى آنچنانى از پروژه‌هاى بزرگ‌تر از آنچه که تصورش را بکنيد فرق ميان دوغ و دوشاب را تشخيص نمى‌دهند و مشغول طراحى سيستم‌هاى حفاظتى به شکل‌هاى فوق‌العاده ابتدائى هستند. سوء تفاهم نشود، بسيارى هم دلسوزانه در پى کسب دانش روز هستند و عاشق پيشرفت حتى به قيمت از دست دادن اندکى درآمد بيشتر. اينها را هم ديده‌ام و رابطه دارم با برخى از آن‌ها اما عموماً اين‌گونه نيست. نمى‌توانم نام بياورم و گستاخى کنم ، مبادا از فال بد اين وبلاگ کوچک تير غيبى به يک شرکت جوان حادث شود! من به اين نتيجه رسيده‌ام که راه پيشرفت سيستم‌هاى حفاظتى در اولين مرحله بايد از خان مهندسين مشاور بگذرد. مشاورين به خاطر موقعيت شغلى‌شان و اعتبارى که نزد کليه بخش‌هاى مختلف دست‌اندرکار برنامه‌ها و پروژه‌هاى ساختمانى دارند موجب ارتقاى سطح توقع و دانش کارفرمايان و شرکت‌هاى ساختمانى و پيمانکاران کل مى‌گردند.

سرتان را به درد نياورم؛ دوست دارم اينجا از اين سيستم‌ها بيشتر بنويسم و از لزوم توجه بيشتر به آن‌ها بنويسم. مثلا اينکه يک سيستم دوربين مداربسته در بانک بايد داراى چه ويژه‌گى‌هايى باشد. به عنوان حسن ختام نمونه دوربين نصب شده در بانک پارسيان را مثال مى‌زنم. اين قول را به هر سارق نيمه حرفه‌اى مى‌دهم که بدون توجه به سيستم دوربين مداربسته نصب شده مى‌توانند به اين بانک دستبرد بزند و خيال‌اش راحت باشد ، به هيچ‌وجه تصوير قابل رديابى از او بجا نخواهد ماند. سيستم آنها نه تنها قابليت پيگرى از طريق ضبط تصوير و انتقال تصوير را ندارد ، هيچ‌گونه علايم هشدار عمومى هم ندارد. تنها مزاحم آنها همان نيروى انسانى محافظ است. قول مى‌دهم!

پنجشنبه، خرداد ۲۵

آرزوی جوانی

امروز توی شرکت يه کارت ويزيت ديديدم مخصوص پسرهای مجرد! اون‌هايی که در آرزوی ازدواج هستند، حالا ديگه! کارت بتگاه همسريابی بود. گفتم خانه‌ی عفاف خصوصی‌يه شايد! ياد يکی از کارگرهای شرکت افتادم؛ رفته بود تو يکی از بلوک‌های مجتمع بوعلی برای تنظيم آنتن مرکزی، بعد از کارش سر می‌زنه به يکی از واحدها برای چک کردن تصوير تلويزيون. در می‌زنه می‌گه: اومدم ببينم آنتن‌تون وصله يا نه؟ يه دختری در رو باز می‌کنه با شيطنت دور و برش رو نگاه می‌کنه، می‌گه: آنتنی به من وصل نيست! اين پسره هم بنده‌ی خدا بدون هيچ مزاحمتی ميره کارش رو درست انجام می‌ده می‌آد بيرون. موقع بيرون رفتن يه خانمی رو می‌بينه از هيئت مديره ساختمان، جريان رو بهش می‌گه از رو سادگی! بعداً متوجه می‌شه اون زنی که باش صحبت کرده مادر همون دختره بوده! الان اين جريان بين تمام مهندسين و پيمانکاران مجتمع پيچيده، با هم تعريف می‌کنن و می‌خندن. آش نخورده و دهن سوخته!

فردا جمعه‌ی کاری‌ی منه! يه موفقيت بزرگ برای شرکت و البته من که با وجود تجربه‌ی کاری‌ی پائين‌ام به اون رسيدم. دو سه هفته پيش از طريق پيمانکار کل برج نگين رضا که صاعقه‌گیرش رو نصب کرده بوديم معرفی شديم به مدير پروژه‌ی يکی از بال‌های برج تهران. به قول يکی از بچه‌ها: تنها برج ايران. اون روز منی که بايد هميشه توی کارگاه‌های مختلف‌مون باشم با کارگرها، کت و شلوار و کراوات زدم. خيلی جلسه‌ی خوبی بود. اين آقا زمانی مدير پروژه‌ی مترو بود. اون بود که کار رو راه انداخت وگرنه شايد هنوز هم راه نيافتاده بود مترو! فوق‌العاده باهوش و زيرک ، اصلاً رو نمی‌کرد چی تو فکرشه. ما هم خوب جوونی کرديم؛ فقط حرف زديم، و البته دروغ و گزافه نگفتيم، اطلاعات فنی‌مون رو نشون داديم. شايد از جوونی‌مون خوش‌اش اومده که خودش تلفن زده شرکت؛ فکر کنيد کار مال خودتونه، سوالات و طرح‌های پيشنهادی‌تون رو بديد! امروز تو شرکت می‌گفتم: اگه من برم پشت بام برج تهران حداقل يه شب بايد همون بخواب‌ام!

شايد هم خدا خواست و شبانگاهان ستاره‌ای بر چيدم از آسمان و صبحگاهان که خروس سحری می‌کند در سطح زمين نوحه‌گری، به نوازش دست خورشيد برخواستم از خوابی که هرگز به عمق نخواهد رفت! چه بسا خوابم ممکن نباشد. آرزو بر جوانان عيب نيست!